محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
514
خلد برين ( فارسى )
منتظم گرديد . و هم در آنجا على خان بيك داروغهء دفتر خانهء همايون به خدمتى كه از سياق كلام آينده به وضوح خواهد پيوست مأمور و به جانب لاهيجان روان گرديد . و از ييلاق مذكور نهضت نموده در چمن زنجان نزول فرمود . و چون قبل از ورود موكب مسعود به زنجان رود سلطان ابراهيم ميرزا و ميرزا سلمان ناظر با اسباب سلطنت و پادشاهى خاقان جنت مكان به آنجا رسيده بار اقامت گشوده بودند نخست به افراختن سرادقات جاه و جلال دولتخانهء مباركه از حرم و ديوانخانه و بيوتات پادشاهى پرداخته پس از آن با چتر زرنگار خاقان روزگار و الويهء دولت و اعلام اقبال به استقبال شتافتند و چون به شرف سجده و پاىبوس مشرف گرديدند چتر شاهنشاهى را بر فرق فرقد سايش سايه گستر ساخته آن سرور را به عظمت و حشمت هر چه تمامتر به معسكر ظفر - اثر رسانيدند ، و بعد از نزول به دولتخانه مجلسى شاهانه آراسته بر سرير سلطنت و پادشاهى نشست ، و سلطان ابراهيم ميرزا كه به منصب والاى ايشك آقاسى باشيگرى سرافراز بود نخست زبان به مباركباد جلوس همايون گشوده تهنيت سلطنت و پادشاهى به تقديم رسانيد . اسماعيل ميرزا خدمتش را در آغوش تفقد و مهربانى كشيده به خطاب « برادر » سرافراز و انيس مجلس خاص و مصاحب دائمى بزم اختصاص گردانيد . و از سوانح عبرت افزا كه در آن منزل روى نمود آمدن پيره - محمد خان استاجلو از گيلان و آوردن امامقلى ميرزا بود . بيان اين سخن چنانچه در طى گزارش واقعهء ارتحال خاقان جنت مكان ايمائى به آن شد آن است كه آن حضرت بعد از آن كه از بيمارىاى كه داشت شفاى عاجل يافته قدم بر سرير سرورى گذاشت و قضيهء دو هوائى قزلباش ظفر تلاش در خلوت به عرض آن حضرت رسيد مصلحت وقت مقتضى آن گرديد كه هر يك از هواخواهان شاهزادهء شهيد را به تقريبى از موكب همايون بيرون كند و از اين راه مراد خان استاجلو نبيرهء منتشا سلطان را كه از اعاظم آن طبقه بود به تسخير قلعهء كجور ،